المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
155
التنبيه والإشراف ( فارسي )
و ما جرى فى الدهور السوالف آوردهايم . چهل و ششم ، اليون پسر بسيل ، بيست و شش سال بقيهء ايام معتمد و دوران معتضد و مكفى و صدر خلافت مقتدر پادشاهى كرد . گويند وفات وى بسال دويست و نود و هفتم بود . چهل و هفتم ، الاكسندروس پسر بسيل و برادر اليون ، يك سال و بقولى بيشتر پادشاهى كرد و بسبب رفتار بد و سوء تدبير كشته شد . چهل و هشتم ، قسطنطين پسر لاون پسر بسيل ، شش سال و بقولى بيشتر داشت كه بپادشاهى رسيد و اين بسال سيصد و يكم بود . آنگاه ارمانوس دريا دار و فرمانده جنگهايش بر او تسلط يافت و به كار پادشاهى پرداخت اما با خود شرطها نهاده بود ، از جمله اينكه طالب پادشاهى نباشد و نه او و نه هيچيك از فرزندانش بنام پادشاهى خوانده نشوند ، دو سال بدين ترتيب بود . از جملهء رسوم ملوك روم اينست كه هيچكس در مجلس ايشان ننشيند و جز شاه موزهء سرخ به پا نكند . شاه به ارمانوس اجازه داد كه با وى بنشيند و يك موزهء سرخ با يك موزهء سياه به پا كند . آنگاه ارمانوس شرايط را نقض كرد و خويشتن را پادشاه ناميد و تاج بسر نهاد و لباس ابريشم پوشيد كه جز ملوك كسى نميپوشيد و موزه سرخ بپاكرد و قسطنطين را از كار بر كنار كرد . ارمانوس چهار پسر داشت . پسر ميانه را كه توفيلقطس نام داشت خواجه كرد و به خدمت كليسا واداشت و چون بزرگ شد و بسن مردان رسيد او را بطريرك كرد كه سالار و سرپرست دين است چنان كه شاه صاحب شمشير است ، و اين شخص تا كنون كه تاريخ كتاب ماست صاحب كرسى قسطنطنيه است و دستيار شاه است و هيچ كس جز او با شاه برابر نيست و شاه تنها براى او مراسم احترام بجاى ميآورد و چون شاه بنشيند بر كرسى طلا نشيند و بطريرك بر كرسى آهن نشيند . مخارج